- گروه: اجتماعی
- کد خبر: 316
- بازدید: 2,538
- 1404/03/07 - 21:55:20
نگاهی به ازدواج دانشجویی؛
هماتاقی تا پایِ جان؛ وقتی نمره و حلقه با هم ست میشوند
در هیاهوی کلاسها و استرسِ جزوهها، درست در گوشهای از صحن دانشگاه محقق اردبیلی، جریان دیگری از زندگی در تپش است. جایی که "حلقه" و "نمره" با هم ست میشوند و زوجهای جوانی پیش از دریافت مدرک تحصیلی، مدرک تعهد را امضا کردهاند.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «مخبتین»، در راهروهای باریک دانشگاه، جایی که بوی کاغذ و استرسِ امتحان حاکم است، جریان دیگری از زندگی در تپش است. ازدواج دانشجویی؛ توافقی میان «قلب» و «قلم». این گزارش، روایتِ جوانانی است که تصمیم گرفتند قبل از مدرکِ تحصیلی، مدرکِ «تعهد» را امضا کنند و در هیاهوی تورم، سادهترین نسخه خوشبختی را بنویسند.
هماتاقی تا پایِ جان؛ وقتی نمره و حلقه با هم ست میشوند
در راهروهای باریک دانشگاه، جایی که بوی کاغذ و استرسِ امتحان حاکم است، جریان دیگری از زندگی در تپش است. ازدواج دانشجویی؛ توافقی میان «قلب» و «قلم». این گزارش، روایتِ جوانانی است که تصمیم گرفتند قبل از مدرکِ تحصیلی، مدرکِ «تعهد» را امضا کنند و در هیاهوی تورم، سادهترین نسخه خوشبختی را بنویسند.
عصرِ یک روز پاییزی در اردبیل است؛ حوالیِ ساعتِ ۱۷. در محوطه وسیع دانشگاه محقق اردبیلی، جایی که همهمه برای رسیدن به سرویسها به اوج رسیده، زوجی را میبینم که بر خلاف دیگران، عجلهای ندارند. آنها مسیرِ دیگری را پیش میگیرند؛ جایی در سایهی درختانِ بلند که تابلوی «مجتمع خوابگاهی متأهلین» خودنمایی میکند.
اما این زیستِ دانشجویی، تنها یک انتخاب شخصی نیست. دکتر محمد حسنزاده، رئیس دانشگاه محقق اردبیلی، معماران این زندگیها را پیشران رشد جامعه میداند و میگوید: «در این مسیر، آن حسِ خوبِ همراهی، کاستیهای مادی را جبران میکند. این جوانان فرزندانی تحویل جامعه خواهند داد که آینده این سرزمین را رقم میزنند.»
ناهار با طعمِ فیزیک کوانتوم؛ روایت زوجها
داخل یکی از سوئیتهای ۴۰ متری، محمد و نیلوفر (زوج مهندسی) میزبان ما هستند. محمد با لبخند میگوید: «بسیاری فکر میکنند ازدواج پایانِ معدل است؛ اما شبهای امتحان که نیلوفر برایم قهوه میآورد و با هم رفع اشکال میکنیم، میفهمم تنهایی درس خواندن چقدر سخت بود. توقع ما از زندگی به اندازه همان ساندویچهای سادهی تریاست.» کمی آنطرفتر، حمید و مریم از لذتِ ساختن از "هیچ" میگویند: «ما یاد گرفتیم خوشبختی، خرید مبلمان گرانقیمت نیست، بلکه داشتن کسی است که در اوجِ شکستِ تحصیلی، به تو ایمان داشته باشد.»
ملاتِ زندگی؛ سالم زیستن، راستی و صداقت
در مقابل دغدغههای معیشتی، حجتالاسلام مصلحنیا، مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه، نگاهی عمیقتر دارد. او زندگی را به خشتی تشریح میکند که ماندگاریاش به ملاتِ آن بستگی دارد: «ملاتِ زندگی؛ شکرانه، راستی و صداقت است.» مصلحنیا رمز موفقیت را در دعای والدین میداند و از زوجها میخواهد با هنرمندی، فرصت جوانی را به عرصهای برای «پیرِ شاد شدن» تبدیل کنند.
اضطرابِ پدری و تدبیرِ مادری
آقای حسینی، پدر یکی از دانشجویان میگوید: «میترسیدم پسرم زیر بار مسئولیت له شود، اما حالا او با هدف و شخصیت شده است. وظیفه من سنگاندازی نیست، بلکه بالِ پرواز بودن است.» خانم فراهانی نیز معتقد است محیط دانشگاه برای شروعِ زندگی بسیار امنتر از روابطِ بیسرانجامِ بیرون است، هرچند دغدغه شغل آینده دامادش را همیشه همراه دارد.
واقعیتی پشتِ پردهیِ لبخندها
علیرغم این حس خوب، نباید از واقعیتهای تلخ چشم پوشید. دکتر بهنام سمیعی (کارشناس خانواده) هشدار میدهد: «ازدواج دانشجویی هوشمندانهترین نوع قناعت است، اما دانشجو نباید میانِ کتاب و معیشت تنها بماند.» چالشهایی نظیر کمبود واحدهای خوابگاهی و وامهای ناچیز، هنوز از دغدغههای اصلی این مسیر است.
پرواز از سقفِ محقق
ازدواج دانشجویی در دانشگاه محقق اردبیلی، ایستادن بر لبهیِ باریکِ بیم و امید است. همانطور که مسئولین تأکید دارند، اگر این پیوند با ملاتِ «صداقت» بنا شود، فقرِ مادی حریفِ غنایِ معنوی نخواهد شد. این جوانان ثابت کردند که برای شروعِ سفر، نیازی به ایستگاهِ ثروت نیست؛ گاهی یک حلقه، یک جزوه و دعایِ خیرِ والدین، تمامِ چیزی است که برای رسیدن به قله نیاز است.
هنگام خروج از محوطه دانشگاه، وقتی چراغهای کوچک خوابگاه متأهلین یکییکی روشن میشد، به این فکر میکردم که شاید سقف این خانهها کوتاه باشد، اما وسعت رویاهایی که در آنها ساخته میشود، از تمام بلندمرتبههای شهر بیشتر است. به امید روزی که هیچ جوانی، رویاهایش را به خاطر ترس از معیشت، دفن نکند.
خبرنگار:مهدی جدی
دیدگاهها